بره خیره
لغت نامه دهخدا
بره خیره. [ ب َ رَ خ َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد. سکنه آن 300 تن. آب آن از چاه و محصول آن غلات است. ساکنان این ده از طایفه گومه می باشند. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد.
جمله سازی با بره خیره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین یالوم در کتاب خیره به خورشید غلبه بر ترس از مرگ بر روی تجربه و درمان سطوح بالای اضطرابِ مرگ تمرکز میکند.
💡 الکساندر نکام (درگذشت ۱۲۱۷) برای اولین بار نه از تابش خیره کننده بلکه از نفس فاسد باسیلیسک به عنوان ابزار کشتار یاد میکند و این نظر یک سده بعد توسط پیترو دابانو توسعه یافت.
💡 در کف اتاقها قالیها و قالیچههای بافت ایران که شاهکاری از هنر به شمار میروند، چشم بیننده را خیره میکند و در روی همین فرشها است که رختخوابها را گستردهاند.
💡 وز ثقل رنج و خفت ضعف تنم مکن چون خاک خیره طبعم و چون باد مضمرم
💡 لاجرم هم عقل و هم جان خیره ماند در صفاتش با دو چشم تیره ماند
💡 ز خیرهچشمی خود سوختم که یار امروز هنوز در عراق است از نگاه دینه ما