برده میش

لغت نامه دهخدا

برده میش. [ ب َ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شهر ویران بخش حومه شهرستان مهاباد. سکنه آن 203 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان شهر ویران بخش حومه شهرستان مهاباد.

جمله سازی با برده میش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذوفنونست که او هست ازین برده برون چون ندیمان دگر مرد ندیده پس... ون

💡 برده سبق از همه بزرگان سپاه پاک از همه عیب و عار و دور از همه ننگ

💡 ز دل ره برده‌اند ایشان به دلبر ز دل ما هم ره دلبر بگیریم

💡 بس که بگریسته ام در جگرم گرمی نیست گریه ام از نفس گرم حرارت برده

💡 سیدا کرده تماشای بتان را صایب آرزو برده چو تو موی میان را صایب