فرهنگستان زبان و ادب
{triple collision} [فیزیک] برخورد ناشی از برهم کنش هم زمان سه جسم
{triple collision} [فیزیک] برخورد ناشی از برهم کنش هم زمان سه جسم
💡 جهت چهارم اينكه به جماعتى ستمكار در مغرب برخورد و آنان را عذاب نمود.
💡 معشوقه جمال می نماید شب و روز کو دیده که تا برخورد از دیدارش
💡 جان تازه می شود ز لب روح پرورت هر کس که برخورد به تواز عمربرخورد
💡 اگر شان متهم داری بمانی بند بیماری کسی برخورد از استا که او را محترم دارد
💡 تا مگر مغزم به بوی آشنایی برخورد عمرها شد چون صبا در گلستان بو می کشم
💡 در جوانی می توان برخورد صائب از حیات در بهار این چنین تخمی نمی کاری چه سود