باژ نامه

لغت نامه دهخدا

باژنامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) لقب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به لقب شود. || رفیق. مصاحب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به پاژنامه شود.

فرهنگ فارسی

رفیق و مصاحب

جمله سازی با باژ نامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كه در نامه اى كه به فرزندش نوشته فرموده: (انّ المراة ريحانه و ليست بقهرمانة)، (زن ريحانه است نه قهرمان ).

💡 در دیار ستم از نامه صد پاره ما جای در رخنه دیوار فراموشی نیست

💡 نامه رسید زان جهان بهر مراجعت برم عزم رجوع می‌کنم، رخت به چرخ می‌برم

💡 بیان شوق محال است ورنه نامه من نه نامه ای است که محتاج نامه برباشد

💡 مگو نامه، درجی و، در وی لآل؛ مگو نامه برجی و، در وی شموس!

💡 غیر او خود نیست با عطّار هیچ تو بیا بر نام من این نامه پیچ

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز