بان یاران
لغت نامه دهخدا
بان یاران. ( اِخ ) دهی از بخش گوران شهرستان شاه آباد در 17 هزارگزی شمال باختری گهواره و 2 الی 6 هزارگزی باختر رودخانه زمکان. سکنه 455 تن. محصول آن غلات و لبنیات. شغل مردم، زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ساکنین آن از تیره قلخانی بهرامی هستند. بان یاران 4 آبادی کوچک نزدیک به هم است و نام و تعداد سکنه هریک بشرح زیر است: امیر حق مراد 21 تن، عزیزمراد 700 تن، میرزا حسین 100 تن، تیمور 70 تن. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
فرهنگ فارسی
نام دهی از شهرستان گوران شاه آباد است
جمله سازی با بان یاران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بازیکنان این بخش را در دو درجه سختی میتوانستند تجربه کنند؛ در درجهٔ عادی برخلاف رویه معمول بازی شلیک به یاران در این حالت وجود نداشت ولی در درجهٔ دوم شلیک به یار باعث صدمه دیدن وی میشد
💡 ز فیض گوشه گیری زان نمیگویم سخن واعظ که می ترسم ز من گیرند یاران کنج عزلت را
💡 بسکه یاران در همین ویرانهها گم گشتهاند میچکد اشکم ز چشم و خاک را بو میکند
💡 برون قدر من از جرگ گرفتاران شود پیدا که در دوری به یاران قیمت یاران شود پیدا
💡 پیتر جکسون در ارباب حلقهها: یاران حلقه، این رود را به جای رود آندوئین در رشتهافسانههای تالکین معرفی کرده بود.