باقلاکان بالا
لغت نامه دهخدا
باقلاکان بالا. [ ق ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان مال اسد بخش چغلوندی شهرستان خرم آباد که در 6 هزارگزی خاور چغلوندی و یک هزارگزی خاور راه شوسه خرم آبادکه از مرکز بخش به بروجرد منتهی میگردد واقع است. ناحیه ایست کوهستانی و سردسیر و دارای 180 تن سکنه. آب آنجا از چشمه سار تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و صیفی و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان فرش و چادربافی و راهش مالرو است. ساکنین آن از طایفه مال اسدی میباشند و عده ای در ساختمان و عده ای در چادر سکونت دارند و برای تعلیف احشام به اطراف ییلاق و قشلاق میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جمله سازی با باقلاکان بالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرو برد گرز گران را به زین به بالا بر آمد چو کوهی به کین
💡 من اینجا نشینم تو بالا نشین که تو پادشاهی به تاج و نگین
💡 زبان بگشاد با جانی همه شور که بر بالای آن تل بایدم گور
💡 ای قد و بالای تو حسرت سرو بلند خنده نمیآیدت، بهر دل من بخند
💡 تا به بالا بر نیاید دودها تا نگردد مضطرب چرخ و سها
💡 گه دریا گه بالا گه رفتن بیراه گه کوه و گهی ریگ و گهی جوی و گهی جر