باشه ٔ فلک

لغت نامه دهخدا

باشه فلک. [ ش َ ی ِ ف َ ل َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه ازآفتاب است. || کنایه از نسر طایر و نسر واقع، و آنها دو صورت اند از جمله صور چهل و هشتگانه ٔفلک. ( برهان ). صورت نسر از صور فلکی. ( هفت قلزم ).

فرهنگ فارسی

۱ - آفتاب. ۲ - نسر.

جمله سازی با باشه ٔ فلک

💡 خوشبختی توی رابطه، یه‌چیز کاملاً شانسیه؛ شاید اینکه دیگران از ما بترسن و مجبورشون کنیم که با ما بمونن، قابل‌اطمینان‌تر از این باشه که عاشقمون باشن.

💡 چون بپرّانی عقاب و باشه و شاهین و باز هر یکی را در سر ‌چَنگَل بود صیدی عِجاب

💡 بعد از آزادی یک مجموعه تلویزیونی ایرانی به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر و تهیه‌کنندگی سعید سعدی و نویسندگی نیلوفر محلوجی است. پخش این مجموعه از ٢٧ آذر ۱۴۰۰ در ۳۴ قسمت از شبکه یک سیما آغاز شد.

💡 چه روح من چه یکی باشه شکسته کتف چه شخص من چه یکی خیمه گسسته طناب

💡 به دست عدل تو باشه پر عقاب برید کبوتران را مقراض نوک منقار است

💡 دست بر باز چه هنگام گشاد باشه است بیشه بر شیر چه ایام شکار یوز است

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز