باش اچق
لغت نامه دهخدا
( باش آچق ) باش آچق. [ چ ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه که در 20 هزارگزی شمال خاوری شوسه میاندوآب به شاهین دژ واقع است. ناحیه ای است کوهستانی با آب و هوای معتدل و دارای 134 تن سکنه. آب آن از چشمه سار تأمین میشود و محصول عمده آن غلات و نخود و کرچک و شغل مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
( باش آچق ) دهی از مراغه
جمله سازی با باش اچق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در خلد مکن خانه تا دام شود دانه نه خانه به ویرانه بگرفته چو آدم باش
💡 ترا که زخم زبان نیست در کمین، خوش باش که همچو خون به زبان نیشتر گرفت مرا
💡 مست است کرده ناوک مژگان بسینه راست ای دل بهوش باش که ترسم خطا کند
💡 تو گدایی دور شو از پادشاه ورنه بر جان تو آید دور باش
💡 گر آرزوی شاهی ملک رضا کنی پیوسته باش بنده درگاه مرتضی
💡 دمی اینجا قدم بی او مزن تو وگر بی او زنی باشی چو زن تو