باسر گرفتن

لغت نامه دهخدا

باسر گرفتن. [ س َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) لهجه و صورتی است از مصدر مرکب از سرگرفتن بمعنی اعاده کردن و دوباره انجام دادن کاری: برخیز و نماز باسرگیر. ( تفسیر ابوالفتوح ). و نماز باسرگرفت. ( تفسیر ابوالفتوح ). و نماز باسر باید گرفتن. ( همان کتاب ). و رجوع به گرفتن شود.

جمله سازی با باسر گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت عنايت زيادى داشت كه تفاوتها و اختلاف هايى را كه تدريجا عادت شده بود درميان مردم، و ربطى به آنچه نامش مسابقه درعمل و فضيلت و پيشى گرفتن در خيرات است كه ( فاستبقوا الخيرات ) (253) نداشت و صرفا عاداتى بود كه ايجاد ناهمواريها و پست و بلنديهاى بيجا مى كرد، ازبين ببرد و معدوم كند.

💡 10- عزل رئيس جمهور با در نظر گرفتن مصالح كشور پس از حكم ديوان عالى كشور بهتخلّف وى از وظايف قانونى، يا راءى مجلس شوراى اسلامى به عدم كفايت وى بر اساساصل هشتاد و نهم.

گی خار یعنی چه؟
گی خار یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز