باز پرداختن

لغت نامه دهخدا

بازپرداختن. [ پ َ ت َ ] ( مص مرکب ) پایان دادن کاری. امری را به انجام رسانیدن. تمام کردن امری: باز پرداختن داستانی، کلامی؛ نقل کردن آن:
چون که بانوی هند با بهرام
بازپرداخت این فسانه تمام.نظامی.زآن نوحه گری چو بازپرداخت
با زید عتاب گونه ای ساخت.نظامی ( الحاقی ). || بازپرداختن از؛ فارغ شدن از کاری. آسوده شدن از کاری:
ز کاوس کی بازپرداختم
کنون رزم گردنکشان ساختم.فردوسی.ز نخجیر چون بازپرداختی
همه بزم با ماه رخ ساختی.اسدی ( گرشاسب نامه ).ازو بازپرداز و از چین نخست
پس آنگه تن و جان ما پیش تست.اسدی ( گرشاسب نامه ص 381 ).در چشمه دوستی وضو ساخت
از جور فراق بازپرداخت.نظامی ( الحاقی ).از سوی پدر چو بازپرداخت
آواره بکوه و دشت میتاخت.نظامی.چو از نقش نجاشی بازپرداخت
بمهر نام خسرو نامه ای ساخت.نظامی.پس چون شاه از آن بازپرداخت [ یعنی از کار پادشاه مصر ] آن جمله مال و خزینه بحکیم ارسطاطالیس سپرد. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ). رجوع به پرداختن شود.

فرهنگ عمید

۱. فارغ شدن از امری.
۲. (مصدر متعدی ) کاری را پایان دادن.
۳. (مصدر متعدی ) خالی کردن.

فرهنگ فارسی

امری را بانجام رساندن

جمله سازی با باز پرداختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و راه علاج آن حسن ظنّ و اميد به آينده و پرداختن به دنيا وآخرت به جاى فكر درباره امورمحتمل الوقوع است.

💡 زنجیر شیران کرده ای هر تاری از گیسوی خود پرداختن از جنس خود ای شیر شکر قاب را

💡 گفته ای چو نی ز غم کو هر شبی مهمان تست می خورم غم تا دمی با او توان پرداختن

💡 1- سفر از خلق به سوى حق:كه در پرتو پرداختن به عبادات رعايت دستورها،انجامرياضتها،مهاجرات از طبيعت و پرواز به ديار پروردگارمتعال،صورت مى پذيرد (156)

💡 فنتون از اوایل سال‌های ۱۸۶۰ به کار در رشتهٔ حقوق پرداخت و سراسر سال‌های میانی را اساساً صرف پرداختن به عکاسی کرد.

💡 در چنین وقتی که می‌باید به حق پرداختن هر نفس دل را به جایی فکر باطل می‌کشد

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز