بار جوق

لغت نامه دهخدا

بارجوق. ( اِخ ) ایدی قوت، امیر ایغور: اتراک ایغور امیر خود را ایدی قوت خوانند و معنی آن خداوند دولت باشد و در آن وقت ایدی قوت بارجوق بود. ( جهانگشای جوینی چ 1329 هَ. ق. لیدن ص 32 ).
بارجوق. ( اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. در 6هزاروپانصدگزی جنوب خاوری قره آغاج و 31هزارگزی جنوب شوسه مراغه بمیانه در کوهستان واقع است. هوایش معتدل و دارای 298 تن سکنه می باشد. آبش از چشمه، محصولش غلات، نخود، بزرک، زردآلوو شغل مردمش زراعت و صنایع دستی اهالیش جاجیم بافی وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی از مراغه

جمله سازی با بار جوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر روز حجاب بیقراران بیش است زان، درد من از قطرهٔ باران بیش است

💡 نگر به پوست که دباغ در پلیدی‌ها همی‌بمالد آن را هزار بار هزار

💡 ۱۹۴۵ (ششم اوت): استفاده از بمب هسته‌ای در جنگ برای نخستین بار

💡 چشم فتّان پر آشوب تو جانا باری فتنه ای بر سر هر پیر و جوان آوردست

💡 اکنون باری بنقد در دی دارم کان درد بصد هزار درمان ندهم‌

💡 بر بسته دست قدر تو اقبال را میان بگسسته بار حلم تو کهسار را کممر

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز