لغت نامه دهخدا
بارجوق. ( اِخ ) ایدی قوت، امیر ایغور: اتراک ایغور امیر خود را ایدی قوت خوانند و معنی آن خداوند دولت باشد و در آن وقت ایدی قوت بارجوق بود. ( جهانگشای جوینی چ 1329 هَ. ق. لیدن ص 32 ).
بارجوق. ( اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه. در 6هزاروپانصدگزی جنوب خاوری قره آغاج و 31هزارگزی جنوب شوسه مراغه بمیانه در کوهستان واقع است. هوایش معتدل و دارای 298 تن سکنه می باشد. آبش از چشمه، محصولش غلات، نخود، بزرک، زردآلوو شغل مردمش زراعت و صنایع دستی اهالیش جاجیم بافی وراهش مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).