لغت نامه دهخدا
بادل پوش. [ دِ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) پوشنده لباس و جامه بادله. ( آنندراج: بادله ).
بادل پوش. [ دِ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) پوشنده لباس و جامه بادله. ( آنندراج: بادله ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امام صادق عليه السلام هشام را كه جوانى كم سن بود، بر آنها مقدم داشت و او را بالاتراز همه جاى داد، سپس براى اينكه، اين كار بر حضار گران نيايد، فرمود: اين بادل و زبان و دست خود ما را يارى مى كند، آنگاه فرمود: اى هشام ! آنچه ميان تو و عمرو بنعبيد گذشت نقل كن و سؤ الاتى را كه از وى نمودى بازگو!
💡 با زبان و پيكرتان با مردم آميزش كنيد (صرفا رفتارى صورى و ظاهرى ) و بادل و عمل خود از آنان كناره گيريد، براى هر فردى همانى است كه به دست آورده و روزقيامت با كسى محشور شود كه دوستش مى داشته است.(1039)
💡 خانه شعبان بادلی مربوط به دوره پهلوی است و در شهرستان گرگان، بخش مرکزی، دهستان استرآباد جنوبی، روستای زیارت واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ آبان ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۰۳۷ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 سخن چه حاجت اگر دل مقابل افتادست زبان چه کار کند کار بادل افتادست
💡 اقبال ما که گشته چنین در جهان بلند زآنروبود که بادل ما مهربان شدی
💡 بادل و دست و سنان و تیغ او در رزم و بزم برق سرد و مرگ راحت بحر خشک و چرخ تنگ