فرهنگستان زبان و ادب
{anemovane} [علوم جَوّ] ابزاری مرکب از بادسنج تماسی و بادنما
{anemovane} [علوم جَوّ] ابزاری مرکب از بادسنج تماسی و بادنما
💡 ازین چه سود که بی بهره داردم گردون هم از نمای نبات و، هم از ثبات جماد!
💡 حاصل نشو و نما دیده بیدار شود گشته صحرا صدف پر گهر از دانه ما
💡 بنفشه مویا! یک موی نیست بر تن من که همچو بُردهدل من، هوا نمای تو نیست
💡 خجلت نگهم سوخت که بی پرده درآمد حسنی که نقابش دو جهان روی نما داشت
💡 رد جام عشوه ریخته میها به زهر چشم چشم غضب نمای تو هم تلخ و هم لذیذ