بادام چالوق
لغت نامه دهخدا
بادام چالوق. ( اِخ ) دهی است جز دهستان کوهپایه بخش نوبران شهرستان ساوه در 32هزارگزی شمال خاور مرکز بخش و 18هزارگزی راه عمومی بردسیر.دارای 400 تن سکنه است. آبش از چشمه سار و شغل مردمش زراعت و صنایع دستی اهالیش قالیچه و جاجیم بافی و راهش مالرو میباشد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 1 ).
فرهنگ فارسی
دهی از ساوه
جمله سازی با بادام چالوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نظر بر تهیدیدگان نیست نغز چه حاصل ز بادام نابسته مغز؟
💡 چو بادام میگون شده نیم مست برون رفته چون زلف مشکین زدست
💡 شود حلاوت شکر دو مغز از بادام شکر ز طوطی شیرین نوا دریغ مدار
💡 شکسته دلم صید بادام تست ز بادامت افتاده در دام تست
💡 تن ماهی ز زخم تیر چون دام صدف بادام و گوهر مغز بادام
💡 بی پختگی ز عمر حلاوت مدار چشم بادام سبز را نتوان در شکر گرفت