بادام شکوفه فشا

لغت نامه دهخدا

بادام شکوفه فشان. [ م ِ ش ِ / ش ُ ف َ / ف ِ ف َ / ف ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از چشم گریان باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( مجموعه مترادفات ص 299 ).

جمله سازی با بادام شکوفه فشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کشتیش آن حنا نهاده زان بام در کام زبان چو مغز بادام

💡 امتداد عمر برد از چشم ما ذوق نگاه کهنگی‌ها کرد آخر مغز این بادام تلخ

💡 سودای دو چشم تو نرفت از سر و ناصح در شیشه دگر روغن بادام ندارد

💡 در جنون بگذشت عمر زلف و آن چشم سیاه یک علاج از روغن بادام نتوانست کرد

💡 شکر بسیار و بادام اندکی بود کبوتر بی‌حد و شاهین یکی بود

💡 صائب میان اینهمه شکرلبان که هست بادام چشم کیست به مغز سخن رسد

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز