لغت نامه دهخدا
باجی یاسمن.[ س َ م َ ] ( اِخ ) یکی از ائمه فقه کتاب کلثوم ننه.
باجی یاسمن.[ س َ م َ ] ( اِخ ) یکی از ائمه فقه کتاب کلثوم ننه.
یکی از پنج زنی که مؤلّفِ کلثوم ننه گفته های خود را به طنز و هجو بدان ها مستند کرده است. دیگر زنان عبارت اند از «خاله جان آقا»، «کلثوم ننه»، «بی بی شاه زینب» و «دده بزم آرا». آقا جمال خوانساری در کلثوم ننه جابه جا از آن ها نقل کرده و گفته های آنان را آورده است.
💡 خاک قدمت سعادت جان من است خاک از قدمت همه گل و یاسمن است
💡 جانها همه شب به عز و اقبال در نرگس و یاسمن چریدهست
💡 خوی می چکد ز عارض چون یاسمن تو را گل چون عرق کند بچکد زو به دم گلاب
💡 از خجالت سر به زیر افکند سرو یاسمن از سواد نرگست بیپرده شد مشک ختن
💡 سمن و نسترن و یاسمن و سرو چمن سوسن و برگ گل و جام می و روی نگار
💡 ریحان چو بیخ خود به زمین سر فرو برد فردا که تو بنفشه برآری ز یاسمن