فرهنگ معین
(بَ. اَ گُ. دَ ) (مص ل. ) بزرگ نمودن عیب و ایراد.
(بَ. اَ گُ. دَ ) (مص ل. ) بزرگ نمودن عیب و ایراد.
بزرگ نمودن عیب و ایراد.
💡 ز حیرته خط تو چون قلم بر انگشت فرشته ای که در انگشت ها قلم دارد
💡 برهمن از برای آنکه اخلاصش به یاد آرد به جای رشته بر انگشت بت زنار میپیچد
💡 نیست آن اول که ثانی باشد او را بر اثر نیست آن واحد که بر انگشتگیری در شمار
💡 همه چون بر انگشت بفسرده شیر وزو شاخها چون سرافکنده پیر
💡 از شکسته کشتی ما تا گهی یاد آورد رشتههای موج بر انگشت طوفان بستهایم
💡 زین بیش حدیثی که میان من و تست چون زلف دراز خود بر انگشت مپیچ