باجۀ بلیت
مترادفها
باجه بلیت، پنجره بلیت
فرهنگستان زبان و ادب
{ticket office window, ticket window} [حمل ونقل ریلی] محل یا اتاقک فروش بلیت
جمله سازی با باجۀ بلیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ساختمان سینما باربد دارای سردری هلالی شکل بود و دو مجسمه در دو طرف ورودی آن قرار داشت. در ورودی سینما چوبی، دولنگه و آبی رنگ بود. ورودی سینما پاگرد کوچکی داشت که دو باجۀ بلیطفروشی در دوسوی آن قرار داشت. این پاگرد به یک سالن انتظار میرسید که به سالن اصلی نمای فیلم راه داشت. صندلیهای سالن فلزی و کفی آنها چوبی بود.
💡 برای تهیه بلیت سینما در روزهای تعطیل، باید ساعتها زودتر به باجه بلیت بروید تا بتوانید صندلیهای مناسب و بهترین جایگاهها را رزرو کنید.
💡 کارمند پشت باجه بلیت با لبخند از مشتریان استقبال کرد و تمام اطلاعات مربوط به ساعت نمایش و قیمت بلیطها را به دقت برای آنها توضیح داد.
💡 اگر باجه بلیت اصلی شلوغ بود، مسافران ترجیح دادند از دستگاههای خودپرداز یا باجه بلیت آنلاین برای خرید سریعتر و بدون دردسر بلیت خود استفاده کنند.