ایینه ٔ سکندری
لغت نامه دهخدا
( آیینه سکندری ) آیینه سکندری. [ ن َ ی ِ س ِ ک َ دَ ] ( اِخ ) آینه سکندر.
فرهنگ فارسی
( آیینه سکندری ) کتابی است به قلم میرزا آقاخان کرمانی در تاریخ ایران که در تهران بطبع رسیده.
جمله سازی با ایینه ٔ سکندری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ایّام حکم خویش چو در دست فتنه کرد سدّ سکندری را یأجوج رخنه کرد
💡 شکوه بر از غم زمان پیش سکندر جهان تا نخوری ز بیم جان هر قدمی سکندری
💡 آنگونه جانفزا و جهانتابی از چه وجه گر خود نه آب خضر و نه جام سکندری
💡 ستوده سنجر سلطان نشان که هست او را دل سکندری و دولتِ سلیمانی
💡 دبدبهٔ قلندری، طنطنهٔ سکندری آن همه جذبهٔ کلیم این همه سحر و سامری
💡 اندر پناه عشق تو ایمن شدست دل ای عشق، چاره ساز، که سد سکندری
💡 در اشعار عرفانی، شاعر از ایینه سکندری به عنوان استعارهای برای بازتاب حقیقت مطلق و دیدن ذات واقعی هستی در قلب انسان استفاده کرده است.
💡 او با مطالعه متون قدیمی، سعی داشت مفهوم عمیق ایینه سکندری را در قالب شعرهای مدرن امروزی برای مخاطبان جوان بازسازی و تبیین کند.
💡 مفهوم ایینه سکندری در متون ادبی نشاندهنده آن است که انسان باید خود را از تمام تعلقات مادی پاک کند تا بتواند حقیقت را ببیند.