ایستگاه برد رادیویی

مترادف‌ها

ایستگاه رادیویی

فرهنگستان زبان و ادب

{radio range station} [مهندسی مخابرات] ایستگاهی زمینی در ارائۀ خدمات نشانک ها/ سیگنال های رادیویی که به عملیات ناوبری کمک می کند

ویکی واژه

ایستگاهی زمینی در ارائۀ خدمات نشانک‌ها/ سیگنال‌های رادیویی که به عملیات ناوبری کمک می‏کند.

جمله سازی با ایستگاه برد رادیویی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ایستگاه جاجرم روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جاجرم در استان خراسان شمالی ایران است.

💡 این تراموا که در سال ۱۸۹۵ تأسیس شده دارای ۱۲ خط، ۱۸۲ ایستگاه و ۷۷ کیلومتر طول می‌باشد.

💡 این مقبره در نامیانگجو، استان استان گیونگ‌گی، ۱٫۶ کیلومتر از ایستگاه Geumgok است. بقایای ملکه جئونگ سون همسر پادشاه دانجونگ در آن نگهداری می‌شود.

💡 حزب کمونیست کارگری کردستان نشریه‌ای به نام اکتبر را دو بار در ماه منتشر می‌کند. همچنین ایستگاه رادیویی‌ای به نام «رادیو پیشَنگ» دارد.

💡 این ایستگاه که در سال ۱۸۷۰ تأسیس شده، از مقصدهای بین‌المللی آن می‌توان به مسکو و سن پترزبورگ اشاره کرد.

💡 ایستگاه گرگر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بندر ماهشهر در استان خوزستان ایران است.

💡 مهندسان مخابرات در حال بررسی دقیق تجهیزات فنی موجود در ایستگاه برد رادیویی هستند تا از کیفیت ارسال سیگنال‌ها به مناطق مختلف اطمینان حاصل کنند.

💡 هرگونه اختلال در منبع تغذیه اصلی می‌تواند باعث قطع شدن ناگهانی پخش برنامه‌ها در ایستگاه برد رادیویی و ایجاد مشکل در دریافت آن توسط شنوندگان شود.

💡 توسعه زیرساخت‌های لازم برای یک ایستگاه برد رادیویی جدید نیازمند بودجه‌های هنگفت و همکاری نزدیک بین متخصصان برق و کارشناسان حوزه ارتباطات بی‌سیم است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران