لغت نامه دهخدا
ایرمان خور. [ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) حسرت خورنده. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( آنندراج ). حسرت خوار. ( شرفنامه ) ( مؤید الفضلا ).
ایرمان خور. [ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) حسرت خورنده. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( آنندراج ). حسرت خوار. ( شرفنامه ) ( مؤید الفضلا ).
حسرت خورنده. حسرت خوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایرمان یک روستا در ایران است که در دهستان ذلقی شرقی شهرستان الیگودرز واقع شدهاست.
💡 باشگاه ورزشی ایرمان سمنان نیز از باشگاههای معتبر ورزشی در رشتههای فوتبال ساحلی و فوتبال میباشد که نماینده استان سمنان در لیگ برتر فوتبال ساحلی کشور است.
💡 زین شهر دو رنگ نشکنم دل کورا دل ایرمان ببینم
💡 ای شرع پروری که گذشت از جناب تو اقبال هرکجا که بود ایرمان بود