انگشتری باختن
لغت نامه دهخدا
انگشتری باختن. [ اَ گ ُ ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) یک نوع از قمار است که حلقه انگشتری را پشت دست گذاشته و بحرکت دست بدون کمک دست دیگرکم کم به سر انگشتان می رسانند پس اگر حلقه انگشتری داخل انگشت شد بازیگر برده است و اگر بر زمین افتاد باخته است. ( حاشیه خسرو و شیرین ص 138 ):
بدست آن بتان مجلس افروز
سپهر انگشتری می باخت تا روز.نظامی ( خسرو و شیرین ص 135 ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بازی کردن با انگشتری.
جمله سازی با انگشتری باختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خاتَم در زبان عربی به معنای وسیلهای است که چیز دیگری را پایان میبخشد. چنانکه انگشتری را که با آن نامه را ختم و مهر میکردهاند را نیز خاتم مینامند.
💡 مور و مار و مرغ و ماهی جمله در حکم تواند گم مکن انگشتری کاکنون بجای جم تویی
💡 آن سلیمان قدر کو را جن و انس عالم اند سخره فرمان ولی بیمنت انگشتری
💡 برای گرامیداشت همین دیدار، علیاف حلقه انگشتری دیگری تقدیم کرد که بهتر از هر نقشه جغرافیایی، نماد جهانبینی کرملین بود.
💡 بر تو بادا فرخ و فرخنده این انگشتری کز تو صد فرخندگی آیینِ پیغمبر گرفت
💡 خاتم در زبان عربی به معنای «مُهر، انگشتری و پایان» است و این واژه هم به معنی «واپسین پیامبران».