اندرز اذرباد مار

لغت نامه دهخدا

( اندرز آذرباد مار••• ) اندرز آذرباد مار سپندان. [ اَدَ زِ ذَ رِ پ َ ] ( اِخ ) مجموعه کلمات قصار و پندهایی است بزبان پهلوی منسوب به آذرباد ( موبدان موبد عهد شاپور ذوالاکتاف ) که جزومتون پهلوی در بمبئی بطبع رسیده و بنظم و نثر فارسی نیز ترجمه شده است. ( از فرهنگ فارسی معین، اعلام ).

جمله سازی با اندرز اذرباد مار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز اندرز من بازچین کام و لب به رامش رها کن مرا روز و شب

💡 در اين هنگام آيات فوق نازل شد و به اينگونه افراد اندرز داد.

💡 اگر قیصر بروم اندرز خشمت بنگرد هیبت و گر خاقان بچین اندر زنامت بشنود آوا

💡 آيا آنكه خلق كند و آنكه خلق نكند يكسان است چرا اندرز نمى گيريد!! (17).

💡 اندرز کرد مورچه فرزند خویشرا گفت این بدان که مور تن آسان نمی‌شود

💡 و نيز فرموده است: كسى كه نخواهد از راه بلايا و تجارب زندگى نفع هدايت الهىعايدش شود، او از هيچ اندرز و نصيحتى بهره مند نخواهد شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران