اندر رسانیدن
مترادفها
رساندن، آگاه کردن
لغت نامه دهخدا
اندررسانیدن. [ اَ دَرْ، رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) ارهاق. ( ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ). دررسانیدن. رسانیدن. لاحق و نزدیک گردانیدن. و رجوع به ارهاق و رسانیدن شود.
فرهنگ فارسی
ارهاق. در رسانیدن. رسانیدن
جمله سازی با اندر رسانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلام حال بیماران رسانیدن صبا داند ولی او نیز بیمارست و میترسم که نتواند
💡 ما عَلَی الرَّسُولِ نیست بر پیغامبر فرستاده، إِلَّا الْبَلاغُ مگر رسانیدن پیغام، وَ اللَّهُ یَعْلَمُ و خدای میداند، ما تُبْدُونَ آنچه پیدا مینمائید، وَ ما تَکْتُمُونَ (۹۹) و آنچه پنهان میدارید.
💡 إِلَّا بَلاغاً مِنَ اللَّهِ وَ رِسالاتِهِ مگر رسانیدن از اللَّه و آورد پیغام او وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ و هر که سر کشد از خدا و رسول او فَإِنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ او راست آتش دوزخ خالِدِینَ فِیها أَبَداً (۲۴) جاویدان در آن.
💡 در میان بوستان مدح تو چون بلبلان هر زمانی بر فلک خواهم رسانیدن صغیر
💡 به شواهد شرع و بصائر عقل محقّق، مبیّن شدهاست که مقصود همه شرایع رسانیدن خلق است به جوار باری تعالی و به سعادت لقای آن حضرت و ارتقاء از حضیض نقص به ذروه کمال و از هبوط اجساد دنیّه به شرف ارواح علیّه.