اندام ناشناسی

مترادف‌ها

عضو نامعلوم، بخش نامعلوم

فرهنگستان زبان و ادب

{autotopagnosia/ autopagnosia} [روان شناسی] ناتوانی در تشخیص بخش خاصی از بدن

جمله سازی با اندام ناشناسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کار به جایی می‌کشد که به دلیل عجز از پرداخت مبلغ باختش به زندان می‌افتد، ولی ناشناسی که تا پایان داستان مشخص نمی‌شود کیست، قرض او را پرداخته و از حبس خارجش می‌کند.

💡 در سال ۲۰۰۶ مایکل کینزلی[ث] در مقاله‌ای با اشاره به کارتون استاینر می‌نویسد ناشناسی روزهای آغازین اینترنت با شفافیت شبکه‌های اجتماعی جایگزین شده و «در اینترنت همه می‌دانند تو سگ هستی.»[ج]

💡 دشمن امن است موقع ناشناسی دم زدن زندگی بر خود مکن چون مرغ بی‌هنگام تلخ

💡 راضیه سلطان در سال ۱۵۱۹ در استانبول به دنيا آمد. مادر او سوگلی ناشناسی از حرم سلیمان یکم بود. او سر انجام در کودکی پس از دوران بيماری دراستانبول در گذشت.

💡 در لحظه‌هایی که جنگ به اوج حساسیت خود رسیده بود، دسته‌ای از سربازان فرانسوی راه خود را به سوی انبار غنایم مسلمانان گشودند و در این لحظه گوینده ناشناسی فریاد زد: «مسلمانان! چیزی نمانده که غنایم شما به دست دشمنان بیفتد!»

💡 کارآگاهان در صحنه جرم با مشاهده یک اندام ناشناسی که در گوشه اتاق افتاده بود، مسیر تحقیقات جدیدی را برای حل پرونده باز کردند.

💡 آزمایشگاه پزشکی پس از بررسی نمونه‌های بافت، اعلام کرد که آن اندام ناشناسی متعلق به گونه‌ای از موجودات دریایی است که بسیار کمیاب هستند.

💡 در جریان عملیات جستجو، تیم نجات با برخورد به یک اندام ناشناسی مواجه شد که هویت آن به دلیل پوسیدگی بسیار دشوار بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران