لغت نامه دهخدا
انجیربوسه. [ اَ س َ / س ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان با 500 تن سکنه. آب آن از چشمه و زهاب ده دشت و محصول آن غلات، حبوب، لبنیات، صیفی و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
انجیربوسه. [ اَ س َ / س ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان با 500 تن سکنه. آب آن از چشمه و زهاب ده دشت و محصول آن غلات، حبوب، لبنیات، صیفی و برنج است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
ده از بخش ثلاث شهرستان کرمانشاهان ٠ آب از چشمه و زهاب ده دشت ٠ محصول: غلات حبوب لبنیات صیفی و برنج ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باز تو نیست باز این پرواز مرغ تو نیست مرغ این انجیر
💡 مربا: آلبالو، بِه، تمشک، سیب، پرتقال، انجیر، هویج، بالنگ، بهارنارنج و...
💡 خاموش که گفتار تو انجیر رسیدست اما نه همه مرغ هوا درخور تین شد
💡 به حق خواجه عارف کان معنی به محمود آن شه انجیر فغنی
💡 انجیر یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در ولایت بدخشان (افغانستان) واقع شدهاست.
💡 عقل ندارد شگفت گر شود از عدلِ تو دانهٔ انجیر رز، دامِ گلویِ غراب