انبازی کردن
مترادفها
انباشت کردن، جمع کردن، ذخیره کردن، اندوختن
لغت نامه دهخدا
انبازی کردن.[ اَم ْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شرکت کردن. ( ناظم الاطباء )( فرهنگ فارسی معین ). شرکت. ( شعوری ج 1 ورق 123 الف ). اشتراک. تشارک. مشارکت. مفاوضه. ( یادداشت مؤلف ). || همراهی کردن. همکاری کردن:
جمله گفتندش که جانبازی کنیم
فهم گرد آریم و انبازی کنیم.مولوی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شرکت کردن.
جمله سازی با انبازی کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خطاب خسرو انجم کنون بگردانند که مصلحت نبود خسروی به انبازی
💡 ای رفیقان با من انبازی کنید با من بیچاره دمسازی کنید
💡 تا که در سینه کنون تخم وفایت کارد اشک با خون دل بنده کند انبازی
💡 گر هر چه ترا هست همه دربازی ور هستی خود جدا کنی انبازی
💡 من همه عمر بگویم که تو بی انبازی مدعی نیز در این قول بود انبازم
💡 جمله گفتندش که جانبازی کنیم فهم گرد آریم و انبازی کنیم