امام اسعد

لغت نامه دهخدا

امام اسعد. [ اِ م ِاَ ع َ ] ( اِخ ) اسعدبن ابی نصر مکنی به ابی الفتح مدرس نظامیه بغداد بوده است. رجوع به اسعد میهنی شود.

فرهنگ فارسی

اسعد بن ابی نصر مکنی به ابی الفتح مدرس نظامیه بغداد بوده است.

جمله سازی با امام اسعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو غائب است امام زمانه یکباره جهان و کار جهان بی‏ثبات و بی‏محل است

💡 چه هراس باشد آشفته تو را ز حول محشر که علیّ و یازده تن به جهان امام داری

💡 به کام تا نرساند مرا هوای امام نصیحت همه عالم به گوش من باد است

💡 موقعى كه امام صادق شنيد اين شاعر اموى اين طور گفته سخت منقلب شد.

💡 امام، به هر سو حمله مى كند، از دشمن خالى مى گردد و هركس از نبرد با او به خود مىلرزد و خوددارى مى كند، ليكن او با فرياد:

💡 دعاى آن حضرت هنگام چرخانيدن تسبيحى كه از تربت امام حسين عليهالسلام است