لغت نامه دهخدا
الغبیرم. [ اُ ل ُ ب َ رَ ] ( ترکی، اِ مرکب ) عید فطر. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 147 ب ). ترکیبی است از الغ بمعنی بزرگ و بیرم بمعنی عید. در تداول مردم آذربایجان بجای بیرم، بایرام تلفظ کنند.
الغبیرم. [ اُ ل ُ ب َ رَ ] ( ترکی، اِ مرکب ) عید فطر. ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 147 ب ). ترکیبی است از الغ بمعنی بزرگ و بیرم بمعنی عید. در تداول مردم آذربایجان بجای بیرم، بایرام تلفظ کنند.
عید فطر. ترکیبی از الغ بمعنی بزرگ و بیرم بمعنی عید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز باد و ابر نشیب و فراز ساده و کوه به رنگ دیبه روم است و نقش بیرم چین
💡 بیمارستانی درمانی در بیرم است که در سال ۱۳۶۸ تأسیس شد و در حال حاضر ۵۲ تخت فعال دارد.
💡 جوزقدان، روستایی در دهستان بالاده بخش بیرم شهرستان لارستان در استان فارس ایران است.
💡 چو بنهاد گردون ز یاقوت زرد روان مهره بر بیرم لاجورد
💡 گهی لعل چون باده ارغوانی گهی زرد چون بیرم زعفرانی
💡 بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان بیرم برابر با ۲۷۰ نفر بوده است.