الت تراش

لغت نامه دهخدا

( آلت تراش ) آلت تراش. [ ل َت ْ، ت َ ] ( نف مرکب ) آنکه آلت در و پنجره و جز آن تراشد. رجوع به آلت شود.

فرهنگ فارسی

( آلت تراش ) آنکه آلت در و پنجره و جز آن تراشد

جمله سازی با الت تراش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منم که ملک سخن را به عون مدح تو کردم به زخم تیغ زبان سخن تراش مسخر

💡 زلف تو ز ما بس که تراش دل و دین کرد تا تیشه او تیز ز پیکار تو بشکست

💡 بیبرس اول آن را به مصلی تبدیل و سه محراب در دیواره جنوبی آن ایجاد کرد و منبر کوچک سنگیِ تراش‌خورده گنبدداری در آن قرار داد.

💡 حذر ز تزویر زهدکیشان مخور فریب صفای ایشان وضوی مکروه خام‌ریشان هزارشان و تراش دارد

💡 سنگ تراش‌ها به صورت درپوش برای محافظت لایه زیرین به کار گرفته شده و عموماً پهنای آن به اندازه جرز دست انداز می‌باشد.