لغت نامه دهخدا
( آل و عطاری ) آل و عطاری. [ ل ُ ع َطْ طا ] ( اِ مرکب، از اتباع ) آل عطاری. آخریان و کالای عطاری از حنا و رنگ و قند و فلفل و زردچوبه و دارچین و نخ و سوزن و سنجاق و قندرون و امثال آن. || پیله وری.
( آل و عطاری ) آل و عطاری. [ ل ُ ع َطْ طا ] ( اِ مرکب، از اتباع ) آل عطاری. آخریان و کالای عطاری از حنا و رنگ و قند و فلفل و زردچوبه و دارچین و نخ و سوزن و سنجاق و قندرون و امثال آن. || پیله وری.
( آل و عطاری ) پیله وری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «بعدازظهر امروز هوشنگ عطاریان فرماندهٔ نیروی زمینی ارتش در جبههٔ غرب کشور، قصر شیرین را باز پس ستاند و در جبههٔ غرب کشور، ۸۰ تانک عراقی را نابود کردند و نیروهای ما رادیو و تلویزیون را باز پس گرفتند.»
💡 دل که در سودا غمی شد بینی از بویش مگیر در خرابهٔ بام گلخن طبل عطاری مجوی
💡 نکهتی زان سر زلف ار ببرد باد صبا نگشایند به چین دکه عطاری را
💡 مگر ازگیسوی تو شانه گشاده است گره که دکان بسته به هر دکه که عطاری هست
💡 در ایران حدود ۸۰۰۰ گونه گیاهی موجود است که از این تعداد ۲۳۰۰ گونه جزء گیاهان معطر و دارویی هستند و از این تعداد ۴۵۰ گونه در عطاریهای ایران به فروش میرسد.
💡 پس از اعدام سرهنگ عطاریان فرمانده نظامی در جبهه جنگ با عراق، به اتهام عضویت در سازمان مخفی حزب توده و جاسوسی، سرهنگ عبدالحسین مفید، جایگزین وی شد.