افلاک شناس

لغت نامه دهخدا

افلاک شناس. [ اَ ش ِ ] ( نف مرکب ) منجم و ستاره شناس. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ):
دفتر افلاک شناسان بسوز
دیده خورشیدپرستان بدوز.نظامی.

فرهنگ فارسی

(اسم ) منجم ستاره شناس اختر شناس.

جمله سازی با افلاک شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرز او در قلعهٔ البرز زلزال افکند چتر او در قبهٔ افلاک نقصان آورد

💡 در سال ۱۵۴۳ کوپرنیک که افزون‌بر دانشوری در اخترشناسی، در الهیات و پزشکی هم تبحر داشت، کتاب به نام «گردش افلاک آسمانی» را در نوشت.

💡 این حرکات موزونِ نیایشی و آئینی در میان تمام اقوام، بیانگر ارتباط بشر با مبدأ جهان بوده‌است و در واقع آن کانون را به صورت نمادین در مرکز حلقه حرکت قرار می‌دهند و خود مانند افلاک بر گرد آن می‌چرخند.

💡 دل سیه شد ز سیه خانه افلاک مرا کی بود آینه زین زنگ شود پاک مرا؟

💡 ای میر نوازنده و بخشنده و چالاک ای نام تو بنهاده قدم بر سر افلاک

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز