افغان براوردن

لغت نامه دهخدا

( افغان برآوردن ) افغان برآوردن. [ اَ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) ناله کردن. زاری کردن. فغان سردادن:
کزان پیش کافغان برآرد خروس
برآید زلشکرگه آواز کوس.نظامی.برآورد افغان که سلطان بمرد
جهان مانده نام پسندیده برد.سعدی.رجوع به افغان شود.

فرهنگ فارسی

( افغان بر آوردن ) ناله کردن زاری کردن فغان سر دادن

جمله سازی با افغان براوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 -         افغان افغانی یا افغانستانی؟، گزارش، ش 134، فروردین 1381؛

💡 چو نالم با جرس دور از مه محمل‌نشین خود ز افغان جهان گیرم دل صد کاروان لرزد

💡 ز بیدردی نبستم لب از افغان شام هجرانش دم آخر، گره چون بر زبان افتاد، نگشاید

💡 نی نواز امرد که باشد آه و افغان مشربش می شود در ناله نی را نارسانده بر لبش

💡 هر سه قتل صورت گرفته، در منطقه غیرنظامیان افغان در ولسوالی میوند افغانستان رخ داده است:

💡 در میدان پانی پت جنگ عظیمی رخ داد که در آن افغان‌ها پیروز شدند و نیروهای مخالفان شکست خوردند.

رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
فرایند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز