لغت نامه دهخدا
افضال کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بخشش کردن. انعام و احسان کردن:
توقع است ز انعام دایم المعروف
ز بهر آنکه نه امروز میکند افضال.سعدی.
افضال کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بخشش کردن. انعام و احسان کردن:
توقع است ز انعام دایم المعروف
ز بهر آنکه نه امروز میکند افضال.سعدی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شمع افضال را نماند فروغ نخل اقبال را نماند رطب
💡 درخت اقبال را همچو زمین را درخت بنان افضال را همچو قلم را بنان
💡 ازین یافتم یک دو روزه وجود وز آن یک شدم بحر افضال و جود
💡 پسر فضل کریمی که به افضال و کرم از جهاندار بشیرست سوی هر بشری
💡 فوجی بود از لشکر جرار تو انجم موجی بود از لجهٔ افضال تو گردون
💡 بفضل و دانش و افضال مذکور بنام نیک در آفاق مشهور