افسر سگزی
لغت نامه دهخدا
افسرسگزی. [ اَ س َ رِ س َ ] ( اِخ ) نام تصنیفی و قولی است از تصنیفات باربد. ( برهان ). نام سازی است از مصنفات باربد که در زمان قدیم در ملک سیستان متعارف بود. ( از آنندراج ). || ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نام سازی باشد که نوازند. ( برهان ):
بگیر باده نوشین و نوش کن بصواب
ببانگ شیشم و با بانگ افسر سگزی.منوچهری ( از آنندراج ).و رجوع به افسر و ترکیبات آن شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - یکی از آهنگهای قدیم. ۲ - سازی است زهی.
جمله سازی با افسر سگزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کرا خواهم از خود توانگر کنم که از گوهر و زرّش افسر کنم
💡 خاتم از دست کند دور که این درد دلست افسر از فرق نهد زیر کزین رنج سرست
💡 در ۲ آوریل ۲۰۱۵، سه افسر ایرانی توسط افراد مسلح ناشناس در شهر حمیدیه، در حدود ۲۵ کیلومتری غرب شهر اهواز کشته شدند.
💡 جوزف رنه بلوت (Joseph-René Bellot) (زادهٔ ۱۸ مارس ۱۸۲۶ – درگذشتهٔ ۱۸ اوت ۱۸۵۳)، افسر نیروی دریایی فرانسه و کاشف قطب شمال بود
💡 همسرش دزدمونا، معاونش کاسیو، افسر بیرقدارش یاگو، و امیلیا (همسر یاگو و ندیمهٔ دزدمونا) نیز راهی قبرس میشوند..
💡 تو را بر سر از فقر افسر نباشد گرت خاک میخانه بر سر نباشد