لغت نامه دهخدا
اعتذار جستن. [ اِ ت ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) عذر خواستن. متوسل شدن بعذر.
اعتذار جستن. [ اِ ت ِ ج ُ ت َ ] ( مص مرکب ) عذر خواستن. متوسل شدن بعذر.
عذر خواستن. متوسل شدن بعذر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابن ابى الحديد معتزلى در مقام اعتذار از سرپيچى ابوبكر و عمر از فرمانرسول خدا(ص ) و نرفتنشان با سپاه اسامه مى گويد: پيامبر خدا(ص ) سپاهيانى را كهبه اطراف گسيل مى داشت، با اجتهاد خودش بود و نه وحى الهى كه سرپيچى از آن حرامباشد!(164) آنگاه به دنبال آن از اجتهاد پيغمبر در اين قضيهبتفصيل سخن گفته است.
💡 ای بینوال و عفو تو همواره بینیاز مادح ز اِستمالت و مجرم ز اعتذار
💡 گرچه مدحت در سخن باید ولی در مدح تو غیر از آنم اعتذاری هست نعمالاعتذار
💡 گفتم گنه چه بود و چرا ارتکاب کرد جرمی چنان که بسته شود راه اعتذار
💡 بس که شد گرم تقاضا خون فشانیهای شرم شست پاکم از رخ اندیشه گرد اعتذار
💡 و در مورد آنچه انجام نمى داد، سخنى نمى گفت، درمقابل آنچه نمى گفت را انجام مى داد، اگر دو امر بر او عرضه مى شد كه نمى دانست،كداميك مورد خشنودى خداست، آنچه بر هواى نفس خود نزديك بود، را يافته و ترك مىكرد، كسى را بر امرى كه مورد اعتذار واقع مى گردد ملامت نمى كرد.