اعتبارنامه ٔ وکی

لغت نامه دهخدا

اعتبارنامه وکیل. [ اِ ت ِ م َ / م ِ ی ِ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ورقه ای که اعضای انجمن نظارت امضا می کنند و وکالت نماینده ای را به اطلاع مجلس میرسانند. و رجوع به اعتبارنامه شود.

جمله سازی با اعتبارنامه ٔ وکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حسن بهروزیه نماینده مردم کلیبر در اولین دوره مجلس شورای اسلامی بود که اعتبارنامه اش در مجلس رد شد. اتهام او در مورد رد اعتبارنامه اش علت رد اعتبارنامه اش در رابطه با قتل سه نفر و دخالت نامشروع در اموال مردم و خرید و فروش اسلحه زده بود. از ۱۸۵ نفر نماینده اولین دوره مجلس شورای اسلامی ۱۰۵ نفر مخالف اعتبارنامه بهروزیه، ۵۰ نفر موافق، ۲ نفر بدون رای و ۲۸ نفر نیز ممتنع رای دادند.