لغت نامه دهخدا
اعتبارنامه سفیر. [ اِ ت ِ م َ / م ِ ی ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) استوارنامه. رجوع به اعتبارنامه شود.
اعتبارنامه سفیر. [ اِ ت ِ م َ / م ِ ی ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) استوارنامه. رجوع به اعتبارنامه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اعتبارنامه حسن مرادی از حوزه انتخابیه اراک که با ابطال صندوقها جایگزین رحمان کارگشا شده بود و اعتبارنامه مطهر کاظمی از حوزه انتخابیه خلخال که جایگزین آقای خاکنژاد شده بود به تصویب نمایندگان مجلس نرسید.
💡 بحث بر سر اعتبارنامه سید ضیاء سه نشست مجلس را به خود اختصاص داد. دکتر مصدق با استناد به اینکه کودتای سید ضیاء در سال ۱۲۹۹ و اقداماتی که پس از کودتا کرده، اقدام علیه کشور حساب میشود که مرتکبان به آن، طبق قانون انتخابات حق نمایندگی ندارند، شرح مفصلی دربارهٔ کودتای سوم اسفند و پیشینه و عملکرد سید ضیاء داد و خطاب به مجلس گفت:
💡 جواد خان پسر اسفندیارخان سردار اسعد بختیاری بود، که در حدود سال ۱۳۰۹ قمری زاده شد. در ۲۶ مرداد ۱۳۰۰ با تصویب اعتبارنامهاش به نمایندگی از بهبهان و کهگیلویه وارد مجلس شورای ملی شد. او همراه با جمعی از سران و خوانین بختیاری به دستور رضاشاه دستگیر و در آذر ۱۳۱۳ خورشیدی در زندان قصر کشته شد.
💡 در انتخابات مجلس چهاردهم به عنوان یکی از نمایندگان ۹ گانه آذربایجان انتخاب شد، اما اعتبارنامهاش رد شد.
💡 مدنی در انتخابات مجلس اول نیز از حوزه کرمان به نمایندگی مجلس انتخاب شد اما اعتبارنامه او در مجلس تصویب نشد. وی در سال ۱۳۵۹ به آمریکا مهاجرت کرد و تا زمان مرگ در آنجا زیست. مدنی سالها رهبری جبهه ملی ایران را در خارج از کشور بر عهده داشت.
💡 وی در دوره چهارم نیز رأی آورد که اعتبارنامهاش از سوی نمایندگان ردشد. همچنین در دوره نهم اعتبار نامهاش پس از تصویب در شعبهٔ ۴ با اعتراض احمد توکلی مواجه و به کمیسیون تحقیق ارجاع شد که در آنجا تصویب شد. اعتبارنامه او در جلسه غیرعلنی با رأی ۱۳۶ نفر به تصویب رسید.