لغت نامه دهخدا
اطاق فرهاد.[ اُ ق ِ ف َ ] ( اِخ ) یکی از آثاری که در دیران پیدا شده و به مادیها نسبت میدهند، دخمه ایست در دیران لرستان نزدیک سرپل، موسوم به اطاق فرهاد که ناتمام مانده است. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 1 ص 221 شود.
اطاق فرهاد.[ اُ ق ِ ف َ ] ( اِخ ) یکی از آثاری که در دیران پیدا شده و به مادیها نسبت میدهند، دخمه ایست در دیران لرستان نزدیک سرپل، موسوم به اطاق فرهاد که ناتمام مانده است. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 1 ص 221 شود.
یکی از آثاری که در دیران پیدا شده و بمادیها نسبت میدهند دخمه ایست در دیران لرستان نزدیک سر پل موسوم به اطاق فرهاد که ناتمام مانده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر چند که دور از تو چو فرهاد فتادیم چون سنگدلان دل ننهادیم به دوری
💡 بطلب یافت نشان از لب شیرین فرهاد ره سوی لعل نبردند به جز کوهکنان
💡 گفت: چون خسرو اگر شکر شیرین خواهی همچو فرهاد در افتی ز کمر عاشق و زار
💡 عدالت: کار درست برای انجام دادن چیست؟ ترجمه محمدرضا فرهادی پور، نشر آشیان، شابک 9786007293065
💡 خسروم با لب شیرین به شکار آمده بود از پی کشتن فرهاد به غار آمده بود
💡 وی با کارگردانانی مانند رسول صدرعاملی، واروژ کریممسیحی و اصغر فرهادی و حسن فتحی همکاری داشته است.