لغت نامه دهخدا
اصفر شدن. [ اَ ف َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زرد شدن:
صحرا ز بیم اصفر شود
چون چرخ در چادر شود.ناصرخسرو.و رجوع به اصفر شود.
اصفر شدن. [ اَ ف َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زرد شدن:
صحرا ز بیم اصفر شود
چون چرخ در چادر شود.ناصرخسرو.و رجوع به اصفر شود.
زرد شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ره عشق تو گشتم پادشاه عاشقان مسند غم تختگاهم چهره اصفر فرم
💡 از آنمیکه چونبرگگل هست حمرا از آن می که چون رنگ زر هست اصفر
💡 از شعله غم این همه رخ های زرد چیست چون نور احمر است چرا عکس اصفر است
💡 تا که رسم آمد غم و امید و شادی خلق را رنگ شادان احمر است و رنگ غمگین اصفر است