اصفر شدن

مترادف‌ها

زرد شدن، زردگونی یافتن

لغت نامه دهخدا

اصفر شدن. [ اَ ف َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) زرد شدن:
صحرا ز بیم اصفر شود
چون چرخ در چادر شود.ناصرخسرو.و رجوع به اصفر شود.

فرهنگ فارسی

زرد شدن

جمله سازی با اصفر شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ره عشق تو گشتم پادشاه عاشقان مسند غم تختگاهم چهره اصفر فرم

💡 از آن‌می‌که چون‌برگ‌‌گل‌ هست حمرا از آن‌ می ‌که چون‌ رنگ‌ زر هست اصفر

💡 از شعله غم این همه رخ های زرد چیست چون نور احمر است چرا عکس اصفر است

💡 تا که رسم آمد غم و امید و شادی خلق را رنگ شادان احمر است و رنگ غمگین اصفر است

💡 با گذشت زمان و قرار گرفتن در معرض نور مستقیم خورشید، کاغذهای قدیمی و نسخه‌های خطی بسیار ارزشمند دچار تغییر رنگ و اصفر شدن شدند.

💡 یکی از نشانه‌های اصلی بیماری‌های کبدی در بدن انسان، اصفر شدن پوست و سفیدی چشم‌ها است که نیاز به مداخله فوری پزشکی دارد.

💡 برگ‌های درختان در فصل پاییز با کاهش میزان کلروفیل و تغییر در فرآیندهای شیمیایی، شروع به اصفر شدن و ریزش از شاخه‌ها می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران