اشهب قیسی
لغت نامه دهخدا
اشهب قیسی. [اَ هََ ب ِ ] ( اِخ ) رجوع به اشهب بن عبدالعزیز شود.
جمله سازی با اشهب قیسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سایۀ خلق تو بود عنبر اشهب از خلق تو گشتست بدان بوی و بدان شم
💡 ادهم و اشهب از برای تو است آن سرا وین سرا سرای تو است
💡 زرده مهر کند قله که را ابلق اشهب روز کند ادهم شب را ارجل
💡 چه امشب خورم غم که فردا چه زاید ازین صبح اشهب وزین شام ادهم
💡 گه آب را آتش برد گه آب آتش را خورد گه موج دریای عدم بر اشهب و ادهم زند
💡 حملهای برد و ییش کرد بسی بختی و ناقه، اشهب و استر