اسپ گدار
لغت نامه دهخدا
اسپ گدار. [اَ گ ُ ] ( اِ مرکب ) اسب گدار. اسب گذار. اسکدار. معبر اسب. و شاید ریشه کلمه اسکوتاری همین کلمه باشد.
فرهنگ فارسی
( اسم ) گذرگاه اسپ معبر اسپ.
جمله سازی با اسپ گدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فیلمهای گدار در سالهای پایانی زندگیش دنبالههای خردوارهای بودند که به او پروا میدادند تا که رویدادهای گذشته و آینده را ارزیابی تازه کند.
💡 دانشگاهی با نام گندیشاپور در یکشنبه ۲ مهر ماه سال ۱۳۳۴ در اهواز گشایش یافت. پس از چندی این نام به جندیشاپور تغییر کرد. دانشگاه در نزدیکی رودخانهٔ کارون، در زمینی هموار و نزدیک باغ گیاهان گرمسیری بنا گردید. به دلیل طراحی چندین بنا و دانشکده توسط معمارانی نظیر کامران دیبا و آندره گدار، ساختمان این دانشگاه، از معماری منحصر به فردی برخوردار است.
💡 معبد خورهه با قدمت ۲۲۰۰ سال مربوط به دوره سلوکیان است و در شمال شرق شهرستان محلات، در دهستان خورهه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۱۰ با شمارهٔ ثبت ۱۳۱ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست. این بنا در منطقه پشت گدار قرار دارد و از شمال به رشته کوههای هفتاد قله و از جنوب به رشته کوههای یخچال مرتبط شدهاست و تا شهر محلات به میزان ۴۸ کیلومتر بعد مسافت دارد.
💡 شهر باستانی هرمز اردشیر در سال ۱۳۱۰ به همراه یک محوطه اشکانی توسط آندره گدار به وزارت فرهنگ و هنر پیشنهاد شد و این اثر تاریخی با شماره ۴۳ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
💡 کارگردانان دیگری چون آکیرا کوروساوا، مارتین اسکورسیزی، استیون اسپیلبرگ، سم پکینپا، پیتر باگدانوویچ، سرجو لئونه و ژان-لوک گدار نیز تحت تأثیر فیلمسازی جان فورد بودهاند.