لغت نامه دهخدا
اسپ چنا. [ اَ پ َ چ َ ] ( اِ مرکب ) ( بمعنی آرزومند اسب، یا خواستار داشتن اسب ) یکی از نامهای ایرانیان باستان. ( فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 228 ).
اسپ چنا. [ اَ پ َ چ َ ] ( اِ مرکب ) ( بمعنی آرزومند اسب، یا خواستار داشتن اسب ) یکی از نامهای ایرانیان باستان. ( فرهنگ ایران باستان تألیف پورداود ج 1 ص 228 ).
آرزومند اسب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بفرمای تا اسپ و زین آورند کمان و کمند و کمین آورند
💡 هماندر زمان پیش بنهاد جام بزد بر سر تازی اسپان لگام
💡 همچو طفلان جملهتان دامنسوار گوشهٔ دامن گرفته اسپوار
💡 ز اسپان تازی به زرین ستام ورا بود بیور که بردند نام
💡 به دینار اسپی خرید او پسند یکی کمبها زین و دیگر کمند
💡 زمین گل شد ز خون سرفرازان فرو ماندند بر جا اسپ تازان