لغت نامه دهخدا
اسپ خراس. [ اَ پ ِ خ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسبی که خراس بزور آن گردد:
ابلق افلاک گردن بسته فرمان اوست
بی وقوف از باعث تدبیر چون اسب خراس.شانی تکلو.
اسپ خراس. [ اَ پ ِ خ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اسبی که خراس بزور آن گردد:
ابلق افلاک گردن بسته فرمان اوست
بی وقوف از باعث تدبیر چون اسب خراس.شانی تکلو.
اسبی که آس بزور آن گردد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رضوان یا چاه عمیق شماره ۲۷ زورزمند روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان جغتای در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 جوادیه (نیشابور)، روستایی از توابع بخش زبرخان شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
💡 روزگار فتنه بود اندر خراسان مدتی تیغ او بفزود امن خلق و آن فتنه بکاست
💡 باغک، روستایی است از توابع بخش مرزداران شهرستان سرخس در استان خراسان رضوی.
💡 آسمان نیز مرید است چو من ز آن گه صبح چاک این ازرق خلقان به خراسان یابم
💡 ، بلوچستان، بختیاریها، سیستان، اصفهان، یزد، خراسان و گیلان و مازندران انجام میشود.