لغت نامه دهخدا
اسفهبدخوره. [ اِ ف َ ب َ خوَرْ / خُرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) اشراقیان پارس نفس ناطقه را گویند. ( جهانگیری ). باعتقاد اشراقیان فارس نفس ناطقه باشد که آن قوت متکلمه انسانی است. ( برهان ). رجوع به اسپهبدخوره و خوره شود.
اسفهبدخوره. [ اِ ف َ ب َ خوَرْ / خُرْ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) اشراقیان پارس نفس ناطقه را گویند. ( جهانگیری ). باعتقاد اشراقیان فارس نفس ناطقه باشد که آن قوت متکلمه انسانی است. ( برهان ). رجوع به اسپهبدخوره و خوره شود.
اشراقیان پارس نفس ناطقه را گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از صاحب ترجمه نقل است كه فرموده اند: (روزى در جائى استراحت كرده بودم، كسى مرابيدار كرد و گفت: اگر مى خواهى نور اسفهبد يه را تماشا كنى، از جاى برخيز. وقتىچشم گشودم، ديدم نورى بى حد و اندازه مشرق و مغرب عالم را فرا گرفته است )علامه طباطبايى فرموده اند: (اين همان مرحله تجلى نفس است كه بدين صورت و به كيفيتنور غير محدود، مشاهده مى شود) (83)
💡 و در آن وقت از رستم دستان کجا اسفهبد کیکاووس بود، سیاوخش را پروریده بود سخنانش هنوز مانده بود و کسی را اطاعت نداشتی.