لغت نامه دهخدا
اسفناج رومی. [ اِ ف َ / ف ِ ج ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دوائی باشد که آنرا بعربی قطف و سرمق و بقلة الذهبیة خوانند. استسقا را نافع است. اگر جامه ابریشمی را به طبیخ آن بجوشانند پاک و پاکیزه گردد. ( برهان قاطع ).
اسفناج رومی. [ اِ ف َ / ف ِ ج ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) دوائی باشد که آنرا بعربی قطف و سرمق و بقلة الذهبیة خوانند. استسقا را نافع است. اگر جامه ابریشمی را به طبیخ آن بجوشانند پاک و پاکیزه گردد. ( برهان قاطع ).
دوائی باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا مجموعههای تلویزیونی که وی در آنها نقش داشتهاست میتوان به نوجوان، همسر شیطان، مشت، دلار و اسفناج و ماجراهای هرکول اشاره نمود.
💡 تپه قایالی اسفناج در شهرستان زنجان، روستای اسفناج واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۲۴۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 منگنز ماده معدنی ضروری برای بدن است. اگر به صورت افراطی مصرف شود، میتواند سمی باشد. این ماده معدنی در سبزیجات برگدار همچون کلم و اسفناج و همچنین در چای، آناناس و خشکبار وجود دارد.
💡 ضمناً برخی از غذاهای خاص به کاهش سلولیت در بدن کمک میکنند از جمله توتها، پرتقال، رازیانه، گوجه فرنگی، اسفناج، بروکلی، گشنیز، هویج، توت سیاه یا آبی، فلفل سیاه.