لغت نامه دهخدا
( اسفار توریة ) اسفار توریة. [ اَ رِ ت َ رات ] ( اِخ ) رجوع به اسفار خمسه شود.
( اسفار توریة ) اسفار توریة. [ اَ رِ ت َ رات ] ( اِخ ) رجوع به اسفار خمسه شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توئی سیار و سیر و راه و مقصود نباشد جز تو در اسفار موجود
💡 سپرد خامه همت بدست منشی فضل نبشت نامه اسفار خود بعون الله
💡 تا بکی همچو خران بر سر و بردوش مرا از حنک باشد افسار و ز اوراق اسفار
💡 5- در سِفْرِ پيدايش به نام خدا اشاره شده و در ديگر اسفار، به جاى خدا، يهوه بكاررفته است.
💡 ز فصل گلشن چهرش صفایی این اسفار روایتی است که از روضه ی صفا دارند
💡 علم بیاموز و کار بند مر او را تا نشوی چون حمار حامل اسفار