لغت نامه دهخدا
استوارهیکل. [ اُ ت ُ هََ / هَِ ک َ ] ( ص مرکب ) که تن قوی و ستبر دارد: ناقة مضبرة؛ ماده شتر استوارهیکل. ( منتهی الارب ).
استوارهیکل. [ اُ ت ُ هََ / هَِ ک َ ] ( ص مرکب ) که تن قوی و ستبر دارد: ناقة مضبرة؛ ماده شتر استوارهیکل. ( منتهی الارب ).
که تن قوی دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آسمان بی مدار است این حصار استوار آفتاب بیزوال است این مبارک شهریار
💡 1- آفرينش آسمان وزمين، بيهوده وباطل نيست، بلكه بر حق استوار است.( خلق...بالحق )
💡 سپس در نوشته از کارهای کرتیر برای استوار درست دینی در کشور سخن رفتهاست.
💡 روزگاری شد که هستم بر دعایت استوار نیست چون پروانه شبها مرغ روحم را قرار
💡 معنی از دل در جهد بیلفظ و خود دانیبهگوش معنی بیلفظ را بنیان نباشد استوار