لغت نامه دهخدا
ارته باتاس. [ اَ ت َ ] ( اِخ ) وی از جانب کوروش بزرگ هخامنشی به حکومت کاپادوکیه منصوب گردید. ( ایران باستان ص 460 ).
ارته باتاس. [ اَ ت َ ] ( اِخ ) وی از جانب کوروش بزرگ هخامنشی به حکومت کاپادوکیه منصوب گردید. ( ایران باستان ص 460 ).
وی از جانب کوروش بزرگ هخامنشی به حکومت کاپادو منصوب گردید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از اینکه اسکندر از معابراسرم هیرکانیا گذشت وارد زادراکرات (ساری اسرم یا استراباد) شد در اینجا کراتر به او رسید. در این هنگام ارته باذ با سه پسر خود که نامشان سوفن و آریو برزن و ارسام بود نزد اسکندر آمد. فرادات فرمانده تپوریها و نمایندگان یونانیهای اجیر هم با اینها آمدند. اسکندر ارته باذ را به احترام پذیرفت و فرادات را فرمانده تپورها و والی تپورستان ابقا کرد.
💡 از عقاید بنیادی که نزد هر دو قوم هند و ایرانی دیده میشود، میتوان مفهوم اَرته را ذکر کرد که عبارت از اعتقاد به وجود نظم طبیعی و قاعدهٔ کلی در کارهای جهان است و ظاهراً سرچشمهٔ واقعی اخلاق هم در نزد این دو قوم همین تصور نظم و انضباط کیهانی است. اینکه تعداد زیادی از نامهای ایرانی و میتانی و جز آنها با لفظ رته و ارته ترکیب یافته است، نشان قدمت و اشتراک این مفهوم در نزد آریاهاست. ارته نه تنها در میان دو قوم هند و ایرانی بلکه در میان اقوام میتانی نیز یافته میشود و این خود قدمت آن را اثبات میکند.